در ادامه این مطلب، مهمترین اطلاعات منتشر شده درباره «دل نوشته ی سیصد و پنجم» را همراه با جزئیات تکمیلی مطالعه خواهید کرد.
در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید.

درست بعد از قضیه آسانسورم... دو ماه بلاگفا بسته شده بود... کلی از نوشته های آرشیو چپرید... دیگه انگیزه نداشتم که بنویسم که یه روزی بخواد پاک شه... دلیل اینکه اینجارو واسه نوشتنم انتخاب کردم این بود که نوشته هام همیشه بمونه.
تمام این مدت تو گهگاهی زنگ زدی، پی ام دادی... اگه گهگاهی خبری ازت می گرفتم خیلی خوشحال می شدم، ولی تو زیادی خبر گرفتی، یه جایی عذاب وحدان گرفتم! یه جاهایی می گفتی همو ببینیم، بیشتر از عذاب وجدان می گرفتم! یه جاهایی پیشنهادای ... میدادی، عذاب وجدان.... نه... دیگه عذاب وجدان نبود، دیگه از چشمم افتادی...
به هر حال تو زن داشتی، تا کجا می خواستی پیش بری... اینا اسمش خیانته. ینی چنین آدمی شدی؟!...
برچسب:
نویسنده: سینا حسینپور